تبليغاتX
khone tanhaei
khone tanhaei

آروم بیا تنهائی بقیه خراب نشه

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

پنجشنبه نهم اسفند 1386-21:28 -hadi

 

تو چشم میزاری من قایم میشم و تو یکی دیگر رو پیدا می کنی منم واسه همیشه

گم میشم !!!

 

ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم

 

عشق من تو باش، نه برای این که در این دنیای بزرگ تنها نباشم، تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنهاترین باشی...

 

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري

گفتم: پس جواني چه شد؟؟

گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد

 

لینک ثابت |

دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386-12:20 -hadi

به هيچ کس اعتماد نکن

به هيچ کس راز دل نگو

به هيچ کس نگو که دل بسته ام به تو

به هيچ کس نگو که عاشقش شدی

نه، نه، نگو

نه، نه، به هيچ کس اعتماد نکن

به هيچ کس نگو که يک شبی کنار پنجره گريه کردی به خاطرش

به هيچ کس نگو که از ديدنش سرعت قلبت از ثانيه جلو می زند

به هيچ کس نگو که روزها گذشت و پير شدی در انتظار ديدنش

به هيچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره ديدنش

به هيچ کس حتی کسی که چتر شد زير باران برای تو

به هيچ کس حتی کسی که گفت عاشقت شده است

به هيچ کس حتی کسی که نيمه شب برای تو شعر گفته است

به هيچ کس حتی کسی که گفت از بی اعتناييت دلم شکسته است

شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را

نه کسی به احساس پاک تو که مثل يک گل شکفته است توجهی نمی کند

آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چيده می شود

يا که زير پايشان مثل يک علف لهيده می شود

ديدی که گفتم به هيچ کس اعتماد نکن

پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلايه ای نکن

 

همیشه دوست داشتم ابر باشم. چون ابر آنقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه.

 

كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري

 

 

 

لینک ثابت |

سه شنبه یازدهم دی 1386-0:31 -hadi

دلم گرفته از آدم هایی که میگن دوستت دارم اما معنیش رو نمی دونن.

از آدم هایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن

از اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره . . . 

 

 

 

پسرکی دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت

 ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!!

دومی قلبش تپید و لرزان گفت : بهترین زندگی!!! در همان زمان

معلم بلند فریاد زد : " دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند"

و بچه ها هم تکرار کردند:

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خود را

 بشکند !!

 

ساعت ۳ شب بود ! که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد....پشت خط مادرش بود....پسر با عصبانیت  گفت....چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی مادر گفت ۲۵   سال قبل تو مرا از خواب  بیدار کردی.....خواستم بگویم ...تولدت  مبارک.....پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود   تا صبح خوابش  نبرد....وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن  با شمع نیمه سوخته ای یافت.....ولی مادر دیگر در این دنیا نبود

 

 

زنده بودن را براي زندگي دوست دارم ، نه زندگي را براي زنده بودن

 

جرج آلن: اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند،مي‌شکنند

 


 

 

لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386-0:6 -hadi

معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود

 دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش. اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:

عطش ديدن تو.....شوق با تو بودن.....و اندوه بي تو بودن

 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ،

به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و

دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 

احساس خوبيه وقتي يه نفر دلتنگت ميشه...! احساس بهتريه وقتي يه نفر عاشقت ميشه...! اما بهترين احساس اينه كه بدوني يه نفر هيچوقت فراموشت نميكنه

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

 

رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيداکه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت.....

به در

نگا ه می کنم

کسی به در نمی زند

کسی به کوچه های غم

           مرا صدا نمی زند

تو رفته ای

ولی هنوز

صدای خنده های تو

          مرا رها نمی کند

بیا به داد من برس

که در هجوم دردها

برای درد من کسی

            دعا دگر نمی کند

 

 

خیلی سخته گل زندگیتو تو باغچه ی دیگری بیبنی

و به گل زندگیت بگی گلم باغچه ی جدید مبارک

لینک ثابت |

سه شنبه هشتم اسفند 1385-14:11 -hadi

پرسيد چون دوسم داری بهم نياز داری يا چون بهم نياز داری دوسم داری ؟! بهش گفتم چون دوست دارم بی نياز ترين آدم روی زمين هستم

 

 

از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست

 

 

هیچ وقت آرزو نکن توی دنیا جای کسی باشی چون اگه آرزوت براورده بشه جای خودت توی دنیا خیلی خالی 

 

 

 

وقتی برگهای پاییز رو زیر پات له میکنی به یاد داشته باش که روزی نفس به تو هدیه میکردند

 

خدا جون وقتی مرا نقاشی می کردی زیبا نقاشی ام کردی ممنون!!! سالم نقاشی ام کردی باز هم ممنون... با غرور نقاشی ام کردی باز هم ممنون... ولی آخه خدا جونم چرا تنها نقاشی ام کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

احساس خوبيه وقتي يه نفر دلتنگت ميشه...! احساس بهتريه وقتي يه نفر عاشقت ميشه...! اما بهترين احساس اينه كه بدوني يه نفر هيچوقت فراموشت نميكنه

 

 

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی

 

 

 

 

 

 اگر کسی می گوید که برای تو میمیرد

دروغ می گوید

حقیقت را کسی می گوید

که برای تو زندگی می کند

 

 

همه جا پر از قلب است.

 

روی ویترین مغازه ها، توی سوپر مارکت ها، توی دسته های گل،

 

 حتی توی گلدانهای گل هم قلبهای پلاستیکی چپانده اند.

 

تمام بسته های کادو شده هم با روبان هایی به شکل قلب تزیین شده اند.

 

 آبنبات چوبی دست جوان ها هم به شکل قلب بود.

 

 یکی داشت قلبی آن دیگری را مک می زد

 

 و آن یکی از گوشه های قلب همراهش گازهای کوچولو می گرفت.

 

این همه قلب برای این است که آدمها یادشان نرود که قلب دارند؟

 

یا برای اینکه به یادشان بیاید که باید دوست هم داشته باشند؟

 

از هر جنسی که بخواهی قلب دیدم امروز .

 

 پشت ویترین شیرینی فروشی ها هم شیرینی ها به شکل قلب بودند.

 

امروز روز عشاق است.

 

 امروز عشق را حراج کرده اند.

 

 یا شاخه شاخه می فروشندنش، یا شیشه شیشه، یا دانه دانه.

 

 پشت میز رستورانها هم عشق در بشقابهایی به شکل قلب سرو می

 شود

 و در شعله شمع هایی که آنها هم به شکل قلب هستند صرف می شود.

 

 هر چه است ،چیزی فروخته می شود

 

جیب یک سری پر می شود.

 

اعتماد از دست رفته یک سری هم که در هراس آن بوده اند

 

که مبادا دیگر دوستشان ندارند،

 

 تا سال دیگر به سر جایش برگردانده می شود

 

 و خلاصه آدمها یک بار دیگر فرصت کرده اند

 

 که به یاد قلبها شان بیافتند و به هم عشق بفروشند.

 

 


 چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید

 

چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟

 

چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟

 

اما افسوس ...

 

هیچ کس نبود

 

همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره .

 

آری با  تو  هستم ..

 

با تویی که از کنارم گذشتی...

 

و حتی یک بار هم نپرسیدی

 

  چرا چشم هایت همیشه بارانی است...

 

 

 

 

 

 

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در كنار من بشيني ؟ .... محال بود هر چند نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاك و زلال بود پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري با تو چقدر كوچه ما بي مثال بود گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجالي نيست وليكن مجال بود چيزي شبيه جام بلور ، دلي غريب حالا شكست واي صداي وصال بود شب رفت و ماه گم شد خوابم حرام شد اما نه با خيال تو بودم حلال شد

 

لینک ثابت |

چهارشنبه پنجم مهر 1385-23:30 -hadi

 

ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم . . . . . .

 

زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي كه در ديار فراموشي مي ماند

 

زندگی کوتاه تر از اونه که وقت داشته باشی یه نفرو دو بار توش آزمایش کنی

 

 

يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي

 

 

 

 

خدایا در سکوت تنهائی من حضور تو رساترین صداست

وجود تو حقیقتی است انکار ناپذیر

که روشنائی شب های من است

آکنده از تمنا و سرشار از عشق دل را به تو میسپارم

 

<<خيلي آرام در دلت بگو : « خدايا من عاشق توام و به تو نياز دارم ، هم اينک به قلبم بيا»>>

 

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است

 خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است

 گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به

 سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق

 من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود

نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که

منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است

 

عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس

گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو

 دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي

گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد

 

 

از شمع 3 چيز ياد گرفتم:ايستاده بميرم...بي صدا بميرم...پاي دوست بميرم

 

 

گفتي دوستم داري و روي قولت مي ايستي... همين هم شد. قولت را زير پا گذاشتي و روي آ ن ايستادي

 

 

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

 

 


عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،بلکه نداشتن کسي است که الفباي

 دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزي

 


 

انسان با سه بوسه تکمیل میشود ۱- بوسه مادر که انسان با آن متولد

 میشود ۲- بوسه عشق که انسان با آن زندگی میکند ۳- بوسه خاک که

انسان با آن به ابدیت پیوند میخورد

 


مي بوسمت : يك روز مي بوسمت !فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش

 مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده

 ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج

 خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... !


ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟

وقتي ميخواي بخندي

،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي

 

 وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟

 

 چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند

 

Boro sare mikroskop....................... rafti ? ....... ....................... chi mibini ? ......................................ye zare ye kochik .......... ..........................................midoni chiye??? ............... are ???............. ............ yekam fekr kon .................. un dele mane ke barat 1 zare shodeeee ...

 

 

لینک ثابت |

شنبه سوم تیر 1385-13:47 -hadi

سلام

وبلاگه من هم یکساله شد

از اینکه هنوز بعضی از دوستان به اینجا سرمی زنن ممنون

لطف دارن

آخه من خودم هم اینجا را زود به زود آپ نمی کنم

بیشتر تو وبلاگ موزیکم کار می کنم  که هر روز اونجا رو آپ می کنم

 

http://www.delijanmusic.blogfa.com

 

از این به بعد هم سعی می کنم به اینجا بیشتر سر بزنم

 

از من رسید تو این دنیا دلت رو به چی خوش کردی

با اینکه دوست داشتم داد بزنم به خاطر تو گفتم به خاطر هیچی

 

گفت پس  به خاطر چی زنده ای

 

با اینکه باز هم دوست داشتم داد بزنم به خاطر تو

 

با بغض گفتم به خاطر هیچ

 

ازش پرسیدم  تو به خاطر چی زنده ای

 

با بغض گفت :

به خاطر کسی که

 

به خاطر هیچ زندست

 

لینک ثابت |

جمعه بیست و ششم خرداد 1385-1:10 -hadi

مي خواهم از آرزوهايم برايت بگويم پس خوب گوش كن

 

1.مي خواهم گلي باشم كه تو هر صبح آن را بو ميكني .نه مي ترسم تو آن

 

 را پرپر كني نمي خواهم پر پر شده  تو باشم

 

2.مي خواهم نگين انگشتري باشم در دست تو مي درخشد .اما نه مي

 

ترسم تو آن را گم كني نمي خواهم گمشده تو باشم

 

پس به آخرين آرزويه من خوب  گوش كن اي كاش وقتي كه من مُردم بر سر

 

 قبر من بيايي تا دوباره  قلبم به تپش آيد

 

لینک ثابت |

جمعه بیست و ششم خرداد 1385-1:8 -hadi

 

چند گاهي  است با تو آشنا شدم

 

و آن لحظه بود كه عشق گمشده خود را يافتم

 

و آن دم بود كه باران عشق برايم معناي ديگري پيدا كرد

 

شايد تو همان عشق كودكي باشي كه در سبزينه خاطراتم نهفته بودي

 

شايد هم آن سيب سرخ

 

اكنون رنگين كمان هفت رنگ برايم هفتاد رنگ دارد

 

و شايد هم به همين سادگي از پس تاريكي ها بيرون آمدم

 

و اين آرامشي بود در ميان غوغا

 

شايد تو يكي از  خاطرات شيرين ،

 

نه،آن ستاره يلدا باشي

 

تو آن عشق ابدي هستي كه در خانه اميد دلم جا باز كردي

 

ميدانم كه با تو مي توان نيمه تاريك يك سرنوشت را روشن ديد

 

و تو به من فهماندي كه تعبير يك رويا ،دست سرنوشت است

 

و آن زمان بود كه ديگر سايه هاي ترديد ،برايم معني نداشت

 

و جاي آن ،حقايق شيرين برايم بهترين معني بود

 

و تو به من آموختي كه در آينه شكسته هم ميتوان نگاهي به آينده داشت

 

هميشه فكر ميكردم كه خانه عشق در دشت آرزوهاست .

 

اما تو گفتي كه : بوي خوش زندگي ،در رويا واقعي است

 

و اين را يقين دارم كه تو برايم تولدي ديگر بودي

 

نيمه تاريك يك زندگي ،با تو سفري داشتم به رويا

 

تو هر روز برايم سبزتر مي شوي

 

لینک ثابت |

شنبه سیزدهم خرداد 1385-0:17 -hadi

همين يکی دو روز پيش...

   

همين يكي دو روز پيش بود آمديم

چقدر زود رفت

ولي هنوز زنده ايم و شاد و سرفراز

و خاطراتمان هميشه در كلاس دل مرور مي شود

سلام زندگي!

و كودكي!

و عشق!

سلام خاطرات عاشقانه ام!

سلام!

همين يكي دو روز پيش بود

من و تو ما شديم

و پرده هاي فصل انتظار پاره شد

و شب كنار رفت

همين يكي دو روز پيش بود

كه دستهاي پر ز اشتياق

به هم فشرده شد

و مهر بر دميد

شكوفه هاي مهربان به باغ سر زدند

پرنده ها دوباره شادمان نواختند

زمين پر از سرور و عشق و شور و نور بود

زمان گذشت و رفت

و ما هنوز زنده ايم با سلام عشق

و با طلوع مهر

مباد من به ما ي ما هجوم آورد

و ضربه اي به پيكر يكي شدن زند

نمي گذارمش!

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.